? آشنایی با واژگان تخصصی نفت - PETROLMAN
X
تبلیغات
رایتل

PETROLMAN

آشنایی با واژگان تخصصی نفت

  

 

 


آشنایی با واژگان تخصصی نفت

▪ تخلخل(prosity):

بخشی از حجم سنگ که توسط بخش جامد اشغال نشده است؛ در واقع قسمت های خالی سنگ را تخلخل گویند. نفت خام، گاز و آب در درون تخلخل های سنگ وجود دارند. حجم این تخلخل ها از مقیاس میکرو تا مقیاس های بزرگ تغییر می کند.

▪ درجه ی تخلخل(degree of prosity):

نسبت حجم فضاهای خالی سنگ به حجم کل سنگ، درجه ی تخلخل گفته می شود.

▪ تراوایی(permeability):

تراوایی یک سنگ، میزان سهولت حرکت سیالی (با گران روی (viscosity) مشخص) در درون سنگ گفته می شود؛ تراویی هر سنگی در یک فشار معین اندازه گیری می شود.

توضیح: منظور ازگران روی مقاومت سیال در برابر جریان و حرکت است.

▪ خمیره سنگ(matrix):

مجموع قسمت های جامد تشکیل دهنده سنگ ها را به جز «قسمت رسی آن» گویند. علت این امر آن است که سنگ هایی رسی به دلیل تراوایی بسیار پایینی که دارند، تأثیری بسیارمنفی و نامطلوب بر تراوایی و کیفیت کل مخزن می گذارند. بنابراین محاسبه ی درصد رس موجود در سنگ به عنوان یک عامل مجزا از خمیره از درجه اهمیت بالایی برخوردار است.

▪ درجه اشباع(degree of saturation):

درجه اشباع یک سیال، عبارت است از درصدی از حجم فضاهای خالی که توسط آن سیال اشغال شده است.

▪ زون رخنه(invaded zone):

منطقه ای که توسط گل حفاری تحت تاثیر قرار گرفته است.

▪ زون دست نخورده(intact zone):

منطقه ای که توسط گل حفاری تحت تاثیر قرار نگرفته است، یعنی هیچ یک از بخش های گل حفاری به آن جا نرسیده است.

▪ زون انتقالی(transition zone):

منطقه ی بین زون آغشته و زون دست نخورده را گویند که در این منطقه شرایط زون آغشته کم کم به شرایط زون دست نخورده تبدیل می شود.

▪ گل کبره(mud cake):

منطقه ای که توسط قسمت جامد گل حفاری تحت تاثیر قرار گرفته است(گل حفاری از دو قسمت تشکیل شده است ۱ قسمت آن سیال است و قسمت دیگر ذرات جامد است که در سیال ، محلول یا بصورت معلق هستند).

▪ لیتولوژی(lithology):

جنس سنگ سازند راگویند(به عنوان نمونه جنس یک سنگ می تواند ماسه سنگ یا آهک و... باشد)

▪ سطح فرسایشی(erosional surface):

سطحی که توسط عوامل فرسایشی(مانند آب،باد، و... )فرسایش یافته است.

▪ درجه شوری(salinity):

میزان نمک محلول در آب سازندی را گویند.

▪ break through time :

هنگامی که از چاه نفت ی در حال بهره برداری، آب زیادی برداشت کنیم، اصطلاحا گفته می شود که چاه به آب خورده است یا break through time اتفاق افتاده است و دیگر بهره برداری از آن چاه مقرون بصرفه نیست.

▪ Fingering:

سطح تماس بین ۲ سیال معمولا یک صفحه کاملا صاف نیست و مقداری از سیالی که دارای قدرت تحرک بیشتری است به داخل مرز میان ۲ سیال نفوذ می کند سطح تماس سیال ها ی داخل مخزن نفت ی و گازی نیز به همین صورت است این پدیده یعنی Fingering مخصوصا در هنگام تزریق آب به مخزن به منظور برداشت نفت بیشتر،خود را بیشتر نشان می دهد از آن جا که آب دارای تحرک بیشتری است از سطح تماس آب تزریقی و نفت عبور کرده و سطح تماس این ۲ سیال شکل انگشتان دست را به خود می گیرد به این علت این پدیده را Fingering گویند و باعث می شود که آب تزریقی به داخل مخزن، سریع تر به چاه برداشتی برسد و اصطلاحا زودتر چاه ما به آب بخورد و پدیده break through time اتفاق بیافتد. با وقوع این حادثه و افزایش نسبت آب به نفت برداشتی ، دیگر برداشت از آن چاه مقرون بصرفه نیست.

▪ Sand migration (مهاجرت ماسه ):

درمخازن ماسه سنگی یامخازنی که دارای مقداری ماسه هستند اگر ماسه شل (loose) باشد، هنگام برداشت نفت یا گاز از آن مخزن، این ذرات ماسه به داخل چاه وارد می شوند و باعث می شوند خلل و فرج (porosity)مسیرحرکت خود را پر کنند و کیفیت مخزن راکاهش دهند. هم چنین این ذرات ماسه باعث ایجاد خوردگی در تاسیسات سر چاه و لوله های جداری می شوند که باید تمهیدات لازم جهت ثابت کردن(stable) این ذرات ماسه اندیشیده شود ومانع از مهاجرت آن ها به سمت دهانه چاه شد.

▪ Gas & water coning :

درهنگام برداشت نفت از چاه اگربه شیوه ی درستی از مخزن برداشت نشود، نفت به اطراف حرکت کرده و گاز و آب به ترتیب در بالا و پایین ستون نفت ی به حالت مخروطی به داخل ستون نفت وارد می شوند، ارتفاع ستون نفت را در آن چاه کاهش می دهند و باعث کاهش برداشت نفت از آن چاه می شوند .

▪ آسفالتن Asphalten :

بخش های سنگین نفت را که ظاهر آن همچون قیر است را آسفالتن می گویند. پدیده تشکیل آسفالتن نیز از پدیده هایی است که در بعضی از میادین ایران هنگامی رخ می دهد که بخش های سبک نفت به دلایل مختلف مانند water washing ، فعالیت میکروب ها(این میکروب ها می تواند به طور طبیعی در مخزن باشند یا هنگام تزریق آب به مخزب اگر ناخالصی های آب گرفته نشود (آب treat نشود) و حاوی این میکروب ها باشد) وغیره، از آن جدا شده و یک لایه آسفالتن در قسمت زیرین مخزن تشکیل می شود که باعث قطع ارتباط مخزن با قسمت آبران آن شده و انرژی لازم برای بالا آمدن نفت را از آن می گیرد.

▪ Type section :

مقطعی از یک سازند است که بتواند خصوصیات آن سازند را از هر لحاظ بیان کند در واقع بهترین نمونه ای که می توان از یک سازند گرفت را Type section گویند.

▪ Lithology (جنس سنگ):

به جنس سنگ لیتولوژی سنگ گفته می شود بعنوان نمونه وقتی گفته می شود لیتولوژی سازند آسماری از نوع سنگ آهک است در واقع به این معنی است که جنس سنگ سازند آسماری از جنس آهک است.

▪ شیل (Shale):

سنگ شیلی به سنگی گفته می شود، که ذرات تشکیل دهنده ی آن بسیار ریز است و دارای لایه بندی های خیلی خیلی نازکی است که به آن ها تورق گویند از ویژگی های این نوع سنگ این است دارای تخلخل بسیار زیاد است اما این تخلخل ها بسیار ریز هستند و تراوایی این نوع سنگ بسیار پائین است و در نتیجه این نوع سنگ معمولا نمی تواند بعنوان سنگ مخزن عمل کند اما از آنجا که معمولا درون این نوع سنگ ها مواد آلی وجود دارد می تواند به عنوان سنگ منشاء عمل کند.

▪ گنبدهای نمکی (salt dome):

همیشه یک لایه در اعماق زیاد وجود دارد که از جنس نمک است از آن جا که نمک دارای چگالی کم است و همچنین خاصیت روان کنندگی (Lubricant) دارد لایه های دیگر براحتی روی آن می لغزند اما اگر نیرویی از اطراف این لایه را تحریک کند و به آن فشار آورد این لایه کم چگال، به سمت بالا شروع به حرکت می کند و در لایه های بالایی خود نفوذ می کند و به سمت سطح زمین روانه می شود و ممکن است این حرکت در اعماق زمین متوقف شود و یا اینکه این گنبد نمکی لایه های زمین را طی کند و به سطح زمین برسد و گنبد هایی از نمک ظاهر شود این گنبدهای نمکی به دلیل اینکه دارای ترآوایی کم و شکل پذیری خوبی هستند می توانند به عنوان یک پوش سنگ (Cap rock) خوب عمل کنند.

▪ مخازن گاز میعانی( Gas Condensated Reservoir ):

به مخازنی گفته می شود که گاز موجود در آن ها در شرایط دما و فشار سطحی به نفت تبدیل می شود و این نوع نفت بسیار سبک است و دارای API بالایی (در حدود ۵۰ API )است.

▪ GOR)Gas oil ratio):

نسبت گاز به نفت را گویند. در واقع نسبت گاز به نفت را در شرایط دما و فشار سطح زمین را GOR گویند.

▪ PSI)Pound per square inch):

یک واحد فشار است که معمولا در صنعت نفت فشار را با این واحد معرفی می کنند.

هر یک PSI، معادل ۷/۶۸۹۴پاسکال است. هر پاسکال ۱ نیوتن بر متر مربع است. هر نیوتن تقریباً معادل یک دهم کیلوگرم است.

▪ API )American petroleum Institution):

در واقع معرف کیفیت نفت است و هر چه این عدد افزایش یابد نفت سبکتر می شود اگر این عدد خیلی زیاد شود( در حدود ۵۰API ) نفت به (Condensated oil) نفت میعانی تبدیل می شود و از این مقدار بالاتر برای گازها بکار می رود.

▪ Btu)British thermal unite):

واحد گرمای بریتانیایی. یک واحد گرما است در واقع ارزش گرمایی سوخت را مشخص می کند. 

 

● زمینشناسی

▪ سنهای زمینشناسی:

سنهای زمینشناسی شامل ۵ دوره است که به ترتیب از قدیم به جوان عبارتند از:

۱) پری کامبرین : بیش از ۵۶۰ میلیون سال پیش

۲) پالئوزوئیک : ۲۴۵-۵۶۰ میلیون سال پیش

۳) مزوزوئیک : ۶۵-۲۴۵ میلیون سال پیش

۴) سنوزوئیک که شامل ۲ دوره است:

۱-۴) ترشیاری: ۲-۶۵ میلیون سال پیش

۲-۴) کواترنری: از ۲ میلیون سال پیش تا کنون

▪ سازند:

به مجموعهی رسوبات سنگ شدهای گفته می شود که برخی از ویژگیهای آنها مانند سن، نوع فسیل، جنس، پیوستگی (قطع شدگی در آن دیده نشود و گسلی آن را قطع نکرده باشد)، ضخامت، رنگ و .... تا حدودی مشترک است. در این میان سن و نوع فسیل سازند از اهمیت بیشتری برخوردار است. ممکن است برخی از این ویژگیها در یک سازند مشترک نباشد. به طور مثال سازند آسماری در میدان اهواز و مارون دارای ضخامتهای متفاوتی است. اما به دلیل آن که سایر ویژگیهای سازند همچنان در میدانهای مختلف یکسان است، آن را یک سازند واحد میشناسند. یک سازند ممکن است از یک یا چند لایهی رسوبی تشکیل شده باشد. البته لایههای یک سازند کاملاً به هم پیوسته هستند.

▪ جنس سنگ( Lithology ):

به جنس سنگ، لیتولوژی سنگ گفته میشود بعنوان نمونه وقتی گفته میشود لیتولوژی سازند آسماری از نوع سنگ آهک است در واقع به این معنی است که جنس سنگ سازند آسماری از جنس آهک است.

▪ شیل (Shale):

سنگ شیلی به سنگی گفته می شود، که ذرات تشکیل دهندهی آن بسیار ریز است و دارای لایهبندیهای خیلی خیلی نازکی است که به آن ها تورق گویند از ویژگیهای این نوع سنگ این است دارای تخلخل بسیار زیاد است اما این تخلخل ها بسیار ریز هستند و تراوایی این نوع سنگ بسیار پائین است و در نتیجه این نوع سنگ معمولا نمیتواند بعنوان سنگ مخزن عمل کند اما از آنجا که معمولا درون این نوع سنگها مواد آلی وجود دارد میتواند بهعنوان سنگ منشاء عمل کند.

▪ گنبدهای نمکی (salt dome):

همیشه یک لایه در اعماق زیاد وجود دارد که از جنس نمک است از آن جا که نمک دارای چگالی کم است و همچنین خاصیت روان کنندگی (Lubricant) دارد لایههای دیگر براحتی روی آن می لغزند اما اگر نیرویی از اطراف این لایه را تحریک کند و به آن فشار آورد این لایه کم چگال، به سمت بالا شروع به حرکت میکند و در لایههای بالایی خود نفوذ میکند و به سمت سطح زمین روانه میشود و ممکن است این حرکت در اعماق زمین متوقف شود و یا اینکه این گنبد نمکی لایههای زمین را طی کند و به سطح زمین برسد و گنبدهایی از نمک ظاهر شود این گنبدهای نمکی به دلیل اینکه دارای ترآوایی کم و شکل پذیری خوبی هستند میتوانند به عنوان یک پوش سنگ (Cap rock) خوب عمل کنند.

▪ برون زد(out crops):

بخشی از سازند که به سطح زمین رسیده و بدون حفاری امکان دسترسی مستقیم به آن وجود دارد.

▪ Type section :

بهترین محلی که میتوان برون زد یک سازند را مورد مطالعه قرار داد، به طوری که نمونه بدست آمده تقریباً میتواند تمامی خصوصیات آن سازند را نشان دهد.

▪ سطح فرسایشی(Erosional surface):

سطحی که توسط عوامل فرسایشی(مانند آب،باد، و( ... فرسایش یافته است

▪ مخزن (Reservoir):

به بخشهایی از یک سازند که دارای نفت یا گاز باشد و تغییرات فشار قابل توجهی نداشته باشند، مخزن نفت یا گاز گفته میشود. بنابراین ممکن است یک سازند دارای چندین مخزن باشد.

▪ سنگ منشأ یا سنگ مادر (source rock) :

سنگی که نفت در آن پدید میآید. در واقع سنگ منشأ، محیط تشکیل نفت خام در میلیون ها سال پیش بوده است. نفت پس از تشکیل در این محیط به سمت سنگ مخزن حرکت میکند و در آنجا ذخیره میشود.

▪ پوش سنگ (seal rock) یا (Cap rock) :

سنگی که روی سنگ مخزن وجود داشته و دارای تراوایی بسیار پایینی است به نحوی که مانع از خروج نفت از سنگ مخزن شود.

▪ مهاجرت( Migration) :

به جریان حرکت نفت و یا گازاز سنگ مشأ به سنگ مخزن پدیدهی مهاجرت گفته میشود.

▪ سیستم نفت ی(Oil System) :

به مجموعهی سنگ منشأ، سنگ مخزن و پوشسنگ یک سیستم نفت ی میگویند.

▪ میدان(Field) :

به مجموعهی یک یا چند مخزن نفت که دارای ساختار (ساختار تله نفت ی) مشابهی باشند، یک میدان نفت ی میگویند.

▪ حوضه(Province) :

به مجموعهی یک یا چند میدان نفت ی که خصوصیات چینه شناسی یکسانی داشته باشند، حوضه نفت ی میگویند. هر حوضه شامل چند سیستم نفت ی است.

▪ کروژن(Kerogen) :

کروژن به مواد آلی درشت دانهای گفته میشود که توانایی انحلال در اسیدهای آلی را ندارند.

▪ بلوغ مواد آلی (Maturation) :

مسیر تغییر و تحولات مواد آلی درون سنگ منشأ را " بلوغ (Maturation) مواد آلی" گویند.

● عملیاتهای اکتشاف

▪ روشهای سطحی:

گاه مطالعه برخی از نشانهها در سطح زمین میتواند راهنمای ما برای کشف مخازن احتمالی باشد. که این نشانهها شامل : برونزد(outcrop)، چشمههای نفت ی (oil spring)،حوضهی رسوبی و... باشند.

▪ روشهای ثقل سنجی و مغناطیسی سنجی:

این ۲ روش برای شناسایی مخازن نفت ی ای که ساختارهای مشخص و معینی (مثل طاقدیس) در اعماق کم دارند به کار میروند. البته با روش مغناطیس سنجی تلوریک (telluric) میتوان مخازن تا حدی عمیق را نیز شناسایی کرد. در روش ثقل سنجی اساس کار این گونه است که تغییر شتاب جاذبه ثقل در نقاط مختلف را میتوان به تغییر ماهیت سنگ یا تغییر ساختار، مخصوصا ساختارهای طاقدیس نسبت داد.

▪ ژئوشیمی:

علمی است که به مطالعهی سنگ منشا و سنگ مخزن و ارتباط آنها با هم میپردازد و در مطالعهی سنگ منشا نقش بسزایی دارد و اطلاعاتی شامل نوع کروژن، مرحلهی بلوغ و ... در اختیار قرار میدهد. برای کسب اطلاعات بیشتر اینجا را کلیک کنید

▪ مطالعه لرزهنگاری(seismic) :

در روش لرزهنگاری امواج لرزهای در اثر انفجار به صورت موجهای مکانیکی در لایههای درون زمین منتشر میشوند؛ برای اینکه بازتاب این امواج از لایههای مختلف، دریافت شود، گیرندههایی (Geophone) بر روی زمین تعبیه شدهاند که بازگشت این امواج را ثبت میکنند. منابعی که برای ایجاد این لرزهها بکار میرود میتواندچالههایی که از مواد منفجره پر شده است، یا دستگاه vibrosize باشد.این عملیاتها در ابعد مختلف :۲ بعدی (۲-Dimensional)، بعدی (۳- Dimensional) و حتی به روش ۴ بعدی ( ۴- Dimensional) انجام میگیرند.

▪ چاههای اکتشافی:

تنها راه حل برای شناسایی مخزن و اثبات وجود سیال در درون آنها،به صورت قطعی حفر چاههای اکتشافی است. روشهای مطالعات سطحی،ثقلشنجی و مغناطیسسنجی،لرزهنگاری،ژئوشیمی و... اطلاعات اولیه را برای حفر اولین چاه در اختیار م تخصصی ن اکتشاف قرار میدهند؛ این م تخصصی ن برای دستیابی به دقت بیشتر در اطلاعات خود باید چاههای اکتشافی را در مخزن حفر کنند.

● خصوصیات سنگ و سیال

▪ تخلخل(porosity) :

بخشی از حجم سنگ که توسط بخش جامد اشغال نشده است؛ در واقع قسمتهای خالی سنگ را تخلخل گویند. نفت خام، گاز و آب در درون تخلخلهای سنگ وجود دارند. حجم این تخلخلها از مقیاس میکرو تا مقیاسهای بزرگ تغییر میکند.

▪ خمیره سنگ(matrix) :

مجموع قسمتهای جامد تشکیل دهنده سنگها را به جز «قسمت رسی آن» گویند. علت این امر آن است که سنگهای رسی به دلیل تراوایی بسیار پایینی که دارند، تأثیری بسیارمنفی و نامطلوبی بر تراوایی و کیفیت کل مخزن میگذارند. بنابراین محاسبهی درصد رس موجود در سنگ به عنوان یک عامل مجزا از خمیره از درجه اهمیت بالایی برخوردار است.

▪ درجهی تخلخل(degree of porosity) :

نسبت حجم فضاهای خالی سنگ به حجم کل سنگ، درجهی تخلخل گفته میشود.

▪ نفوذپذیری یا تراوایی ( Permeability) :

توانایی سنگ برای عبوردهی سیالی (با گرانروی مشخص و در فشار مشخص) از درون خلل و فرج خود را Permeability میگویند. نفوذ پذیری مطلق تنها به خصوصیات سنگ بستگی دارد، اما نفوذپذیری نسبی علاوه برخصوصیات سنگ، به خصوصیات سیال و درصد اشباع(سنگ از سیال) نیز بستگی دارد.

ـ توضیح: منظور ازگرانروی مقاومت سیال در برابر جریان و حرکت است.

▪ شکاف مصنوعی (Hydraulic Fracturing ):

از نقطه نظر مهندسی نفت و گاز و بهره برداری از مخازن هیدروکربوری، افزایش بهره دهی در چاهها بهویژه در چاههایی با نفوذ پذیری کم یا چاههای آسیبدیده یکی از مهمترین اهداف می باشد. تا به امروز روشهای متفاوتی برای افزایش میزان بهرهدهی چاهها ارائه و انجام شدهاست که هر یک میتواند به طریقی موجب بهبود عملکرد چاهها گردد. از مهمترین روشهای بهبود بهرهدهی چاهها، اثر گذاشتن بر فیزیک سنگ مخزن میباشد که در آن سعی میشود تا ساختار فیزیکی سنگ مخزن بهبود یابد. از جمله مهمترین این روشها میتوان به ایجاد شکستگیهای مصنوعی در سنگ مخزن اشاره کرد.

▪ درجه اشباع(degree of saturation) :

درجه اشباع یک سیال، عبارت است از درصدی از حجم فضاهای خالی سازند که توسط آن سیال اشغال شده است.

▪ درجه شوری(salinity) :

میزان نمک محلول در آب سازندی را گویند

▪ کشش سطحی(IFT) :

نیرویی که بین سطح دو سیال(مانند نفت و آب، نفت و گاز، یا گاز و آب) ایجاد میشود.

▪ نقطه شبنم(Dew point) :

شرایط دما و فشاری که در آن اولین قطره مایع ایجاد میشود و تا قبل این نقطه فقط فاز گاز داریم.

▪ Cricondenterm :

حداکثر دمایی که در آن سیال به صورت دو فازی(گاز و مایع) است.

▪ نقطهی بحرانی (Critical point):

حداکثر فشاری که در آن سیال به صورت دو فازی(گاز و مایع) است.

▪ Black oil :

نفت سنگین.

▪ Volatile oil :

نفت سبک.

▪ Gas Condensate :

گاز میعانی.

▪ Wet gas :

گاز تر.

▪ Dry gas :

گاز خشک.

▪ نقطهی حباب یا شبنم (Bubble Point Pressure) :

با افت فشار مخزن، گاز محلول در نفت توانایی آن را پیدا میکند که از نفت خارج شود، «فشارنقطهی حباب یا (فشار اشباع)» فشاری است که اولین حباب گاز از نفت جدا میشود. روشن است که در فشارهای بالاتراز آن تنها یک فاز مایع و در فشارهای پایین تر از آن دو فاز مایع و گاز وجود دارد.

در شکل زیر میتوانید منحنی نقطهی حباب، نقطهی بحرانی و نقطهی شبنم را برای یکی از انواع سیالات مشاهده کنید.

● چاهپیمایی

▪ چاهپیمایی یا لاگ (logging):

چاهپیمایی ابزاری است که اطلاعاتی دربارهی تغییرات خواص فیزیکی سازندهایی که چاه آنها را قطع کرده و همچنین سیال (همچون نفت ، گاز و آب) موجود در آنها را در اختیار مهندسین نفت قرار میدهد. هر لاگ شعاع بررسی مشخصی دارد. انواع لاگها عبارتند از:

۱) نگارهای الکتریکی

۲) نگارهای هستهای

۳) نگارهای صوتی

۴) نگارهای الکترومغناطیسی

۵) نگار دماسنجی

۶) نگار شیب سنجی

۷) نگار تصویرساز

۸) تکنیکهای جدید چاهنگاری

▪ مقاومت ویژه الکتریکی(Resistivity):

میزان مقاومت مواد در برابر جریان الکتریسیته (حرکت الکترون) در درون آن است. با بدست آوردن مقاومت ویژه میتوان برخی از این خواص را شناسایی کرد. مقاومت ویژه الکتریکی مبنای محاسبه میزان شوری سیال است. نوعی از مقاومت ویژه که در ادامه به آن پرداخته شده است، مبنای محاسبه تحرک پذیری سیال واقع میشود. همچنین تشخیص نوع و حجم سیال درون سازند و پارامترهای مهم دیگر از طریق محاسبه مقاومت ویژه امکان پذیر است.

▪ مقاومت الکتریکی ظاهری:

مقاومتی است که توسط لاگ اندازه گیری میشود، معمولاً با مقدار واقعی مقاومتی که قصد اندازه گری آن را داریم، متفاوت است. چرا که اثر لایههای مجاور، نازک بودن لایه، دقت اندازهگیری لاگ، خطا در انجام عملیات لاگ _____ی و ... موجب میشود، مقاومت مورد نظر به درستی اندازهگیری نشود. به همین دلیل باید تصحیحات لازم روی دادههای لاگ انجام شود تا بر دقت کار افزوده شود.

▪ Rt :

مقاومت الکتریکی ویژه زون دست نخورده

▪ Rmf :

مقاومت الکتریکی ویژه گل حفاری فیلتره شده داخل سازند

▪ Rw :

مقاومت الکتریکی ویژه آب درون سازندی

▪ Rxo :

مقاومت الکتریکی ویژه بخشی از سنگ که توسط گل حفاری فیلتره شده اشغال شده است. این مقاومت الکتریکی در بررسی توانایی تحرک نفت در درون سازند (Mobility) کاربرد دارد که با روشن شدن آن، میتوان پارامترهای دیگری همچون حجم درجای نفت را محاسبه کرد.

▪ Rt :

مقاومت الکتریکی ویژه زون دستنخورده

ـ نکته:

هنگامی که هدف ما بررسی Rt است، باید توجه داشته باشیم، آنچه در واقع دستگاه اندازهگیری میکند، مقاومت الکتریکی ظاهری محیط بررسی است و برای رسیدن به هدف بررسی یعنی Rt باید اثر بقیه پارمترها مثل مقاومت الکتریکی ویژه گل حفاری ، قطرچاه واثر) Rs مقاومت الکتریکی لایه های مجاور لایه مورد مطالعه است)را حذف کنیم.

▪ Ro :

مقاومت الکتریکی ویژه سنگی که ۱۰۰ درصد فضای خالی آن، ازآب اشباع شده است

▪ قدرت تفکیک قائم یا جداسازی قائم :

توانایی دستگاه در مشخص کردن مرز بین لایههاست. هر چه قدرت جداسازی قائم بیشتر باشد، لایههای نازک بهتر قابل شناسایی هستند.

▪ بازه(AM) :

فاصله میان چشمه(فرستنده) و گیرنده را «بازه» گویند. هر چه این فاصله بیشتر باشد شعاع بررسی بزرگ تر، اما جداسازی قائم کمترمیشود.

▪ اثر کامپتون :

هنگامی که پروتوی گاما به الکترونی برخورد می کند، مقداری از انرژی خود را صرف خارج کردن آن الکترون از اتمش میکند و بخش دیگر انرژی آن در امتداد دیگری منتشر میشود. به این پدیده اثر کامپتون میگویند.

پرتوهای گاما ذرات بدون جرمی هستند که با سرعت نور منتشر می شوند.

▪ زون رخنه(invaded zone) :

منطقهای که توسط گل حفاری تحت تاثیر قرار گرفته است.

▪ زون دست نخورده(intact zone) :

منطقهای که توسط گل حفاری تحت تاثیر قرار نگرفته است، یعنی هیچ یک از بخشهای گل حفاری به آنجا نرسیده است.

▪ زون انتقالی(transition zone) :

منطقهی بین زون آغشته و زون دست نخورده را گویند که در این منطقه شرایط زون آغشته کم کم به شرایط زون دست نخورده تبدیل می شود.

▪ گل کبره(mud cake) :

منطقهای که توسط قسمت جامد گل حفاری تحت تاثیر قرار گرفته است(گل حفاری از دو قسمت تشکیل شده است ۱ قسمت آن سیال است و قسمت دیگر ذرات جامد است که در سیال ، محلول یا بصورت معلق هستند) .

▪ «گل کبره» و «فیلترای گل» :

هنگامی که گل حفاری به درون سنگ وارد میشود، ابتدا قسمت جامد گل در خلل و فرج بخشی از سنگ گیر میکند. به این بخش از گل حفاری که در درون سنگ گیر افتاده گل کبره گویند. اما بخش محلول گل که بیشتر در سنگ نفوذ میکند و منطقه بیشتری از آن را تحت تأثیر خود قرار میدهد، فیلترای گل گویند.

▪ آب سازند :

آبی که به طور طبیعی از میلیونها سال پیش در درون سازند باقی مانده است.

▪ شعاع بررسی :

شعاع بررسی یک لاگ مشخص می کند که دستگاه تا چه شعاعی پیرامون چاه میتواند خصوصیات سنگ و سیال را مشخص کند.

▪ توانایی تحرک نفت (Mobility) :

منظور توانایی تحرک نفت در درون سازند است که در یک فشار مشخص و در برابر فشار تزریق مشخص سیال دیگری محاسبه میشود.

▪ دبی (Rate) :

مقدار حجم سیالی که در واحد زمان (معمولا یک روز) از چاه تولید میشود. واحد آن متر مکعب در روز یا گالن در روز است.

▪ غلظت وزنی :

غلظت وزنی کانی پرتوزا مشخص میکند که از نظر وزنی، چه مقدار از سازند از کانیهای پرتوزا تشکیل شده است.

▪ چگالی :

چگالی، نسبت جرم به حجم هر ماده است.

● مطالعات مخزن و واژگان مرتبط

▪ ازدیاد برداشت(Enhanced Oil Recovery : EOR) :

کلیه روشهایی که طی آن به مخازنی که تحت شرایط طبیعی خود قادر به تولید اقتصادی نیستند، از بیرون انرژی داده شده و یا موادی درآنها تزریق شود، روشهای ازدیاد برداشت گویند.

▪ چاهآزمایی(Well Testing):

به محض حفر یک چاه در درون مخزن و آغاز استخراج سیال درون آن، تغییراتی در پارامترهای مخزنی مانند فشار، حجم سیال درون مخزن، گرانروی سیال و... ایجاد میشود. تغییر پارامترهای مخزن باعث تغییر رفتار مخزن مانند چگونگی فازهای سیال(مایع و گاز) درون مخزن، در نتیجه چگونگی فازهای سیال استخراج شده، میزان دبی و... میشود.

بنابراین با گذشت زمان و ادامهی برداشت از مخزن، رفتار مخزن تغییر میکند. در واقع پارامترهای مخزن به نوعی تابع زمان هستند. عملیات چاه آزمایی (Well Testing) تجزیه و تحلیل رفتار مخزن و چاه بر اساس زمان است؛ نتایج حاصل از آن میتواند تأثیر زیادی در تشخیص مقادیر واقعی پارامترهای مخزنی داشته باشد، از این رو چاه آزمایی یکی از مهمترین ابزارهای مهندسان برای شناخت مخزن نفت محسوب میشود. به دست آوردن مقدار واقعی این تغییرات نقش عمدهای در ایجاد یک مدل دقیق و به روز از مخزن دارد.

▪ زمان میان بر(Break through time):

هنگامی که از چاه نفت ی در حال بهرهبرداری، آب زیادی برداشت کنیم، اصطلاحا گفته میشود که چاه به آب خورده است یا break through time اتفاق افتاده است و دیگر بهرهبرداری از آن چاه مقرون بصرفه نیست.

▪ Fingering :

سطح تماس بین ۲ سیال معمولا یک صفحه کاملا صاف نیست و مقداری از سیالی که دارای قدرت تحرک بیشتری است به داخل مرز میان ۲ سیال نفوذ می کند سطح تماس سیال های داخل مخزن نفت ی و گازی نیز به همین صورت است این پدیده یعنی Fingering مخصوصا در هنگام تزریق آب به مخزن به منظور برداشت نفت بیشتر،خود را بیشتر نشان میدهد از آنجا که آب دارای تحرک بیشتری است از سطح تماس آب تزریقی و نفت عبور کرده و سطح تماس این ۲ سیال شکل انگشتان دست را به خود میگیرد به این علت این پدیده Fingering گویند و باعث میشود که آب تزریقی به داخل مخزن، سریعتر به چاه برداشتی برسد و اصطلاحا زودتر چاه ما به آب بخورد و پدیده break through time اتفاق بیافتد. با وقوع این حادثه و افزایش نسبت آب به نفت برداشتی ، دیگر برداشت از آن چاه مقرون بصرفه نیست.

▪ مهاجرت ماسه (Sand migration) :

درمخازن ماسه سنگی یا مخازنی که دارای مقداری ماسه هستند اگر ماسه شل (loose) باشد، هنگام برداشت نفت یا گاز از آن مخزن، این ذرات ماسه به داخل چاه وارد میشوند و باعث میشوند خلل و فرج (porosity)مسیرحرکت خود را پر کنند و کیفیت مخزن راکاهش دهند. همچنین این ذرات ماسه باعث ایجاد خوردگی در تاسیسات سر چاه و لولههای جداری میشوند که باید تمهیدات لازم جهت ثابت کردن(stable) این ذرات ماسه اندیشیده شود ومانع از مهاجرت آنها به سمت دهانه چاه شد.

▪ اثر مخروطی (Gas & water coning):

درهنگام برداشت نفت از چاه اگربه شیوهی درستی از مخزن برداشت نشود، نفت به اطراف حرکت کرده و گاز و آب به ترتیب در بالا و پایین ستون نفت ی به حالت مخروطی به داخل ستون نفت وارد میشوند، ارتفاع ستون نفت را در آن چاه کاهش میدهند و باعث کاهش برداشت نفت از آن چاه میشوند .

▪ آسفالتن (Asphalten):

بخشهای سنگین نفت را که ظاهر آن همچون قیر است را آسفالتن میگویند. پدیده تشکیل آسفالتن نیز از پدیدههایی است که در بعضی از میادین ایران هنگامی رخ میدهد که بخشهای سبک نفت به دلایل مختلف مانند water washing ، فعالیت میکروبها(این میکروبها میتواند به طور طبیعی در مخزن باشند یا هنگام تزریق آب به مخزن اگر ناخالصیهای آب گرفته نشود (آب treat نشود) و حاوی این میکروبها باشد وارد مخزن میشود)، از آن جدا شده و یک لایه آسفالتن در قسمت زیرین مخزن تشکیل میشود که باعث قطع ارتباط مخزن با قسمت آبران آن شده و انرژی لازم برای بالا آمدن نفت را از آن میگیرد.

▪ مخازن گاز میعانی(Gas Condensated Reservoir):

به مخازنی گفته میشود که گاز موجود در آنها در شرایط دما و فشار سطحی به نفت تبدیل میشود و این نوع نفت بسیار سبک است و دارای API بالایی (در حدود ۵۰ API )است.

▪ نسبت گاز به نفت [GOR) Gas oil ratio )] :

نسبت گاز به نفت را گویند. در واقع نسبت گاز به نفت را در شرایط دما و فشار سطح زمین را GOR گویند.

▪ فشار اشباع(Bubble Point Pressure) :

با افت فشار مخزن، گاز محلول در نفت توانایی آن را پیدا میکند که از نفت خارج شود، «فشار اشباع» فشاری است که اولین حباب گاز از نفت جدا میشود. روشن است که در فشارهای بالاتراز آن تنها یک فاز مایع و در فشارهای پایین تر از آن دو فاز مایع و گاز وجود دارد.

▪ PSI)Pound per square inch):

یک واحد فشار است که معمولا در صنعت نفت فشار را با این واحد معرفی میکنند.

هر یک PSI، معادل ۶۸۹۴/۷پاسکال است. هر پاسکال ۱ نیوتن بر متر مربع است. هر نیوتن تقریباً معادل یک دهم کیلوگرم است.

▪ API ) American petroleum Institution) :

در واقع معرف کیفیت نفت است و هر چه این عدد افزایش یابد نفت سبکتر میشود اگر این عدد خیلی زیاد شود( در حدود API ۵۰) نفت به (Condensated oil) نفت میعانی تبدیل میشود و از این مقدار بالاتر برای گازها بکار میرود.

▪ Btu) British thermal unite) :

واحد گرمای بریتانیایی. یک واحد گرما است در واقع ارزش گرمایی سوخت را مشخص میکند.

▪ کلاهک گازی (Gas Cap) :

در صورتی که در یک مخزن نفت ی هر سه سیال آب، نفت و گاز وجود داشته باشد، ترتیب قرار گرفتن سیالات درون مخزن به گونهای است که از پایین به بالا ابتدا آب، بعد نفت و سپس گاز قرار میگیرد. به سازندی که در آن گاز قرار دارد، سازند گازی و به سازندهای دیگر سازندهای نفت ی و گازی میگویند.

به بخش بالایی مخزن که حدفاصل میان پوش سنگ و سطح تماس نفت و گاز است، کلاهک گازی مخزن نفت ی میگویند. گفتنی است که برخی از مخازن فاقد کلاهک گازی، برخی دیگر فاقد بخش آب ده هستند و برخی فاقد هر دوی آنها هستند.

▪ سفره آبی(Aquifer) :

سازند آبیای که در پایین مخزن میتواند وجود داشته باشد.

▪ امتزاجپذیری (Miscibility) :

دومایع را وقتی امتزاجپذیر میگویند که کاملاً درهم حل شده و امولیسون نسازند.

▪ اوپک (OPEC) :

اوپک که شکل خلاصه شدهی (Organizations of Petroleum exporting Countries) یعنی سازمان کشورهای صادرکنندهی نفت است . این سازمان در ۱۴-۱۰ سپتامبر ۱۹۶۰ توسط ۵ کشور ایران، عربستان، ونزوئلا و کویت و عراق تشکیل شد که بعد از آن ۹ کشور دیگر الجزائر، قطر، نیجریه، امارات، اندونزی، لیبی، الجزیره، اکوادور، آنگولا به آنها اضافه شدند. هدف از تشکیل این سازمان کنترل سیاستهای قیمتی نفت بود.